خرید بک لینک
کاش ممکن بود باز حتی برای لحظه ای دیدار ها تازه میشد گاه چقدر دلتنگ میشوم مثل اینکه دلتنگی برای او دلتنگی عمیقی برای خودم است برای آن لحظه های که متفاوت بودم امروز عجب روزی بود گذر عمر را حور دیگری حس کردم خدای من برای تمام لحظات عاشقی که به من لیاقت درکش را دادی سپاسگزارم ممنونم که مرا عاشقانه هدایت میکنی ♥️♥️♥️ + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۲۷ ساعت 21 توسط م.م  | 

برچسب: نویسنده: بهنام کمالی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 18:50

مدتها است که برای تو گفتم اما نشد که بنویسم ولی امروز و این لحظه از همان لحطه های است که بیش تر از همیشه نیستی و نبودنت احساس میشود و من با رویای تو با خیال تو نقش آفرینی میکنم ترا به پای میز مذاکره میکشانم و هر آنچه از هستی تو داشته ام را به رخت میکشم و در سیالی نگاهی که نیست 'رها میشوم بر میگردم و جای خالی را دگربار بررسی میکنم و از خود میپرسم چه میکنی با این سفیدی صفحات و بعد باور میکنم که چیزی هست و من آن هستی را تغییر دادم .این لحظه جسارت میکنم و بازگو میکنم که هیچ نبودی بهتر از بودن نیست این بودن ها و تغییرات است که تکامل را پیش میبرد و دانایی را بیان میکند این خانه ی دور که نمیدانم در چه فاصله ای است و تجسمی از ان نیست خودش روزنه ای است برای تماشا ...! + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۰۱ ساعت 21 توسط م.م  | 

برچسب: نویسنده: بهنام کمالی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 18:06

صفحه بندی